About this Entry
Posted by: Dariush

Visit Dariush's Xanga Site

Original: 10/30/2002 2:24 AM
Views: 6
Comments: 0
eProps: 0

Read Comments
Post a Comment
Back to Your Xanga Site



Wednesday, October 30, 2002

 

ايران؟! To be or not to be!

زندگي توي ايران داره روز به روز سخت تر ميشه، نميدونم اين روند نزولي تا كي ميخواد ادامه داشته باشه، يادمه توي روزهاي جنگ همون روها كه توي مدرسه اگه يكم موهامون بلند ميشد ناظم مدرسه با ماشين وسطش چهارراه باز ميكرد،همون روزها كه پوشيدن شلوار لي گناه كبيره بود و مدير و ناظم با تركش عقده هاشونو سر بچه هاي 10 ساله خالي ميكردند، زندگي به اين سختي نبود.
اون موقعها مردم حداقل مشكل غذا نداشتند، يا اينكه بهتره بگم معمولا نداشند.الان خيلي از خانواده هاي متوسط رو ميبينم كه براي خريد گوشت و مرغ مشكل دارند، غذاهاي توي مهمونيا خيلي واضح آب رفته! من فكر ميكنم اين شروع يك فقر عموميه ، چون چيزي رو به اصلاح نيست و اگه همينطوري پيش بره ، شايد مثل بعضي جاها كه اكثر مردم صبح تا شب جون ميكنند تا يك چيزي گير بيارن براي خوردن بشيم. توي اين اوضاع يك عده يزيد! كه مطمئنا خودشون به قدر كافي پول دارند!گوشتهاي فاسد و انگل دارو وارد بازار و سوسيس كالباس فروشيا كردند! همينقدر هم به قشر متوسط رحم نميكنند.
يه دوست هندي داشتيم ميگفت توي هند فيلم كه ميسازن اين همه سياهي لشگر رو پول نميدن كه! كافيه يه شام و نهار بهشون بدن اينا شب تا صبح ميرقصن و همديگرو كتك ميزنن! كشور ما هم ممكنه اينطور بشه!
امنيت هم كه هيچي ! پليس بايد امين مردم باشه ، آدم وقتي پليس رو ميبينه بايد احساس امنيت كنه! اما حالا برعكسه هر كسي پليسو ميبينه احساس نا امني و وحشت ميكنه! همه جاي دنيا پليس يه لباس آبي و خوشرنگ ميپوشه ، ماشينهاشون سواريه رنگ روشن و ملايم داره ، اينجا چي؟ لباس پليسهامون لباس جنگيه! سبز تيره يا خاكي همونهايي كه توي جنگ ايران و عراق سربازاي ايراني ميپوشيدن! يك كلاه سياه سرشونه ، ماشيناشون هم ماشينهاي صحرايي و جنگيه! بعد همين لندكروزهاي بدقواره رو سياه هم ميكنند!
چند وقت پيش تصوير ماهواره يه دفعه قطع شد ، رفتم پشت بوم ديدم Lnb هامونو بردن! چي كار ميشه كرد!؟ تا بري كلانتري اول خودتو ميگيرن! ماهواره داري؟! يك جريمه هم ميكنند ، اگه بري رو پشت بوم خودت جلوشونو بگيري كه بدتر همه چي دارن ، چاقو قمه ،سلاح گرم! به اين ميگن امنيت! حالا توي خيابون ميري هر چند وقت يكبار چند تا جوون كه جاي پسر من هستند!(من 24 سالمه ها!) تفنگ گرفتن دست ، همه مشكلشون اينه كه كسي نوار گوش نكنه توي ماشين! با اخم و قيافه طلبكارانه هم باهات حرف ميزنند انگار كه ارث پدرشونو خوردي. چند روزه گيراشون هم بيشتر شده ديدم يك دختر رو دارن سوار ميكنن! هر چي نگاه ميكنم ميبينم دختره هيچ ايرادي نداره ، حتي تيپشم معموليه و فقط رنگ مانتوش قرمز بود! جديدا هم خيلي به دخترها كار دارند، هر جا يه ماشين ميبينند چند تا دختر توشن جلوشونو ميگيرن! آخه مثلا چند تا دختر توي يك پرايد چي كار ميتونند بكنند؟ جز اينه كه يكم ميخندن و يه نوار گوش ميدن؟ رانندگي دخترا هم خوب نيست كه بگيم ويراژ ميدن كه اونهم به راهنمايي رانندگي مربوطه. حالا قراره پليس زن هم بياد! اونم با چادر مشكي! زنان عليه زنان! موضوع اصلي اينه كه پليسها ايران خيلي اختيارات زيادي دارند ، هر كاري بخوان ميتونند بكنند ، ميتونند كتك بزنند يا يك ماشين رو بدون دليل ساعتها متوقف كنند و همه جاشو بگردند نه تنها معذرت خواهي نكند كه طرف رو دعوا هم بكنند، ميتونند وقتي حوصلشون سر رفته مردمو دست بندازند ، نميتونند؟ اين قاليباف چقدر قشنگ حرف ميزنه توي تلوزيون و مطبوعات ولي جالب اينه كه عمل پليس هيچ همخوني با حرفهاي رييسشون نداره ، اين يعني ...؟
دوبار جاده تهران شمالو با ماشين باباهه رفتم ، پشيمون شدم! راه به راه جريمه ميكردن! حتي شده به دروغ!كاميونه زد كنار كه من از بغلش رد بشم ، پليسو گفت بزن چنار! با اطمينان رفتم پيشش ميگه سبقت غير مجاز 5000 تومن ، ميگم كدومم سبقت !من مستقيم ميرفتم كاميونه خودش از راهم رفت كنار! ميگه تازه گواهي نامتو هم سولاخ ميكنم! آتيش گرفتم! مخصوصا اين پيلسهاي استان گيلان!
وضع آينده هم نا اميد كنندس ، كرايه خونه ها نجومي بالا ميره ، حقوقها به زور! عصرها توي تهران همه جا ترافيك سنگينه ، اصلا جاده خلوت نداريم،كار نيست، امنيت مناسب نيست ، بهداشت نيست ، آسايش نيست ، زندگي داره روز به روز سخت ميشه ، همينه كه هر كسي بتونه ميره خارج .
رفتن به خارج واقعا يك مهاجرت ديگه نيست ، يك فراره ، من خودم هيچ علاقه اي به خارج ندارم ، ولي ايران هم ديگه داره غير قابل سكونت ميشه ، همين ميشه كه جوونها از ايران فرار ميكنند ، حتي به قيمت پناهندگي و اين چيزها ، يكي از وبلاگ نويسها به نام كلاغ سياه هم گويا پناهنده اي بوده كه در لندن خودكشي كرده. من ايشونو نميشناختم ولي مطمئنا اين افراد كم نيستند كه به خاطر بي مهري هاي وطني ها آواره غربت ميشن و خيلي هاشون نميتونند موفق باشند ، هم بايد نگاههاي سنگين مردم بومي رو تحمل كنند هم بايد لقبهاي كله سياه و اين چيزها رو تحمل كنند ، كه خيلي طبيعيه، خود ما ايرانيا مگه با افغانيهايي كه آواره جنگ بودند خوب رفتار كرديم؟ يا با كويتيها؟ كويتيها توي جريان حمله عراق به كويت يكسري اومدند ايران و بعضيهاشون بدجور بد بدختي كشيدند،عراق حمله كرده بود اينها ظرف چند دقيقه هر چي دم دستشون بود ور داشتند اومدن ايران ، جريان يكيشونو تعريف ميكنم كه چند وقتي خونه ما بودند، اينها از فاميلهاي خيلي خيلي دور ما بوند ، همون دم مرز كه ميرسن پول نداشتند ، بهشون ميگن ماشينتونو ميخريم ، ماشين آخر مدل ژاپني رو در مرز سر همشون كلاه ميگذارند يك بيستم قيمت واقعي ازشون ميخرند ،توي اون دوره كه ماشين هاي كويتي زياد شده بود ، همشونو به قيمتهايي بين 100 هزار تومن تا 500 تومن خريدند ، بد بختهااز قيمتهاي ايران كه خبر نداشتند، چيز با ارزششون هم همون ماشين بود ، اينها ماشينو 200 تومن ميفروشن ، 200 تومن هم زود تموم ميشه ، ميخورن به بد بختي ، بعد از جنگ هم براي برگشت به كويت به مشكل ميخورند ، اين يك طرف ، 2 تا پسر داشتند ، اينها پاسپورت كويتي همراهشون نبود، دوتا پسر خونواده هم مجبور ميشن برن سربازي! وگرنه نميتونستند از ايران خارج بشن ، كسايي كه توي خونه كلفتو نوكر داشتند ، حالا چون كويتي بودنشونو نميتونستن اثبات كنند ، رفتن 2 سال سربازي، اونم سرباز صفر ، خلاصه پوستي از سرشون كنده شد، هنوز كه يادم مياد دلم براشون ميسوزه.
يعني ممكنه ايران روزي درست بشه؟ وقتي تاريخ ايرانو نگاه ميكني ميبيني كه اگه هخامنشيان رو كنار بگذاريم كه يك استثنا توي تاريخ ايران وجهانه ديگه آرامشي براي مردم عادي نميبينيم! ما ايرانيها عادت بدي داري وقتي با سختي از يك مانعي عبور ميكنيم به جاي اينكه اون مانع رو براي آيندگان برداريم سخت ترش ميكنيم تا اون عذابي رو كه ما كشيديم ،بقيه هم حتما بكشند ، نمونه اش همين سربازي ، همه اونهايي كه رفتن سربازي ميدونن كه چقدر سخته ولي سعي ميكنند بقيه هم اين سختي رو تجربه كنند، به همين دليله تا يكي به قدرت ميرسه،پدري از بقيه در مياره كه نگو و نپرس! ميگن آقا محمد خان از يك جايي روغن ميخريده يكبار روغنش خراب بوده ، وقتي شاه ميشه ميره دستور ميدن تمام روغنهاي مغازشو داغ كنند طرفو بندازند توش.
بديش اينه كه اين بلاها رو خودمون سر خودمون مياريم ، بعضيها اين قضيه رو سياسي ميبينند اما به نظر من فرهنگيه، اينها كه گوشت آلوده با تناژ بالا وارد ميكنند ، اينها كه تحت عناوين امر به معروف جلوي دختر و پسر جوون رو ميگيرند ، اينها كه ميخوان ايرانو ويتنام كنند! اينها كه ... همشون ايرانين! همه ! اگه از خارج ميومدن اين كارو ميكردن جاي خوشحالي داشت ، چون ميگفتيم خارجين بيرونشون ميكنيم درست ميشه، يا حداقل دستشونو كوتاه ميكنيم! ولي چه كنيم كه اينها ايرانين.
تنها كاري كه ميشه كرد تنها اميدي كه ميشه داشت اينه كه دعا كنيم و سعي كنيم كه خودمون اگر در موقعيتي قرار گرفتيم كه ميتونيسيم ديگرانو اذيت كنيم و يا از اونها پلي بسازيم براي بالا رفتن خودمون اين كار رو نكنيم.

داريوش آگاه

 Posted 10/30/2002 2:24 AM - 6 views - 0 comments

Give eProps or Post a Comment

Choose Identity
(?)
 
Give eProps (?)
Post a Comment
Add Link | Preview HTML comment help 
  • Say it with Minis! (?)



Back to Dariush's Xanga Site!
Note: your comment will appear in Dariush's local time zone:
GMT -05:00 (Eastern Standard - US, Canada)
Site Meter


���ª������§��� ������·���§������¨ ���§������ ���³���§������ª ���ª���­���ª ������§������������«���­��������� ������¤���������������» ���§���³���ª. ���§���³���ª������§���¯��� ���§���² ������·���§������¨ ���§������ ���³���§������ª ���ª���������§ ���¨���§ ���°������± ������§��� ������������³������¯��� ��� ���¢���¯���±���³ ���§���������ª���±������ª��� ���§������ ���³���§������ª ������¬���§���² ������ ���¨���§���´���¯.
Copyright ���©2000-2003 Dariush Agah . Any unauthorized use may be subject to legal prosecution.